خرید بک لینک

امروز راضی ام از خودم... صد البته که خانم زینب نظر کردن

ولی خوشحالم پس از سالها بازم اجرا کردم، صدای من، لحن من، فن سخنوری که خدا بهم داده ان شاء الله که بتونم ازش خوب استفاده کنم

برچسب: نویسنده: سارا نوری تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 17:31

نمیدونم چند ساعته پشت در اتاق عمل منتظرم تا خواهرم دربیاد

انتظار چقدر بده

زود خوب شو جان خواهر

برچسب: نویسنده: سارا نوری تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 17:31

خانم شما برای زمین حکم سروری دارید...

رزق فاطمیه ی امسالم رو عطا کنید خانم جان که سخت محتاجم

برچسب: نویسنده: سارا نوری تاريخ: يکشنبه 25 فروردين 1398 ساعت: 12:27

پدربزرگ مهربان امام زمان جانم... همیشه حس عجیب و غریبی به شما داشته ام مولا، امشب که شب شهادت مظلومانه شماست، قلبم سخت فشرده میشود از بی مهری های این زمانه... کاش میشد ولد صالحتان بیاید و زمین را غرق

برچسب: نویسنده: سارا نوری تاريخ: يکشنبه 25 فروردين 1398 ساعت: 12:27

ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانه

دیوانه ی مهربانی تؤام….

میلادت خجسته باد

برچسب: نویسنده: سارا نوری تاريخ: يکشنبه 25 فروردين 1398 ساعت: 12:27

جانم به فدایت آقا جانم... رو سیاهم چه کنم...

سالهای پیش همچین روزی همش می گفتم نیومدم... کربلاتو ندیدم... بذار بیام زائر بشم... آدم میشم بخدا

اما امسال چی بگم که اومدم کربلاتو دیدم... توبه کردم... اما باز توبه شکستم... ای اه ای فغان از روی سیاهم از بار پر گناهم

دل شکسته می خری آقا؟


برچسب: نویسنده: سارا نوری تاريخ: يکشنبه 25 فروردين 1398 ساعت: 12:27

صفحه بندی